ما کی هستیم؟ کجا می ریم؟ چی می خوایم؟!!!
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم،
وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم…
و باز تنهاییم …
آقا جانان اینجنوب(به فتح "ج") دعوت شدیم(نشانه ی احترام به خود و بازسازی عزت نفس) به یک بازی وبلاگی ازجانب دوست عزیز و گرانقدرمان پسرک آبنبات فروش مبنی بر نام بردن ۵ لذت "طبیعی" در جهان هستی!
۱: حضور در اینترنت ودنیای مجازی:
آی کیفی میده بهم این دنیای مجازی، شناختن آدمای جدید با علایقشون با خواسته هاشون با مشکلاتشون با خوبی ها و بدی هاشون و کلا کلی انسان دوست داشتنی اینجاست و اگه دوست نداشتنی بود فقط ALT+F4 دیگه هیچی!
2: دیدن فیلم :
حالی میده فیلم ببینی و اگه چیپس و ایستک انگور بود (شرکت ایستک باید به من پورسانت بده دارم تبلیغش میکنم) که واویلا، جو گرفتن بعد فیلم بیشتر حال میده که بعدش یا زبونت عوض میشه و می شی یه انگلیسی زبان غلیظ تر ازخود آمریکایی ها و یا حرکات پنجه عقاب و سر اژدها و.....بقیه![]()
3: قدم زدن زیر بارون یا رانندگی تو جاده:
این مورد کلی پیوست داره، قدم زدن زیر بارون یا خوردن چایی و نسکافه و قهوه و سیب زمینی سرخ کرده، آش،پیتزا و هرچیز داغ!! و رانندگی تو جاده که می تونه جاده خیس باشه یا جاده در شب باشه و این جور چیزا دیگه
4: آشپزی بدون حضور هیچکس
اصولا آشپزی وقتی میچسبه که زور بالا سرت نباشه و این وسط آفرینش غذایی نو بیشتر ازهمه!!!(احساس خدا بودن دست میده به آدم)
5:تحویل گرفته شدن ازجانب یکی دیگه و تحویل گرفتن یکی دیگه!
هر کسی می تونه باشه، ولی تحویل واقعی، ازم الکی تعریف می کنن خونم آلوده میشه!![]()
این وسط من بدبخت عاشق نوازش موهای یکی هستم (یعنی یک انسانی و فرد خاصی نیست) و این دور و بری هام هیشکی خوشش نمیاد به موهاش دست زده بشه ومن خیلی خیلی خیلی تعجب کردم وقتی دیدم یک پسری تو دنیا هست که از این کار خوشش بیاد
هر کی اومد تو وبلاگ به بازی دعوت میشود (مفتخریم به حضور گرانقدر جنابعالیان)
چمدان آجری خیلی دوست دارم ببینم چه جوری شرکت می کنی!!!!!!
آدم وقتی دنبال بهونه هست، از زمین و آسمون هم که شده پیدا می کنه!
حالا فرقی نمی کنه این بهونه برا هر چی که می خواد باشه!
بعضی وقتها برای زندگی؛ که می دونی خودکشی گناه کبیره هست (حالا بماند که هیچ اعتقادی به این گناه های صغیره و کبیره هم نداریم یا داریم)
بعضی وقت ها برا دوست داشتن؛ حتی شده اس ام اس خالی میفرستی
و بعضی وقت ها دعوا، که همه چی بهت بر می خوره و توهینه!!!
و بعضی وقت ها دنبال شروع مجددی؛ عشق، دوستی، دروغ، بدی، توهین، دعوا یا هر شروع دیگه و اون موقع هست که این بهونه ها رو با تمام اعماق وجودت قبول می کنی و دلیل و برهان دارند
غافل از اینکه داره اعتبارتو زیر پا له می کنه!
درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنی
دنیا عجب جایی شده"
ولی.....
دنیای این روزای من
درگیر افکارم شده
هر روز از نو شروع
شاید دری سویم باشه
-------------------
اس ام اس یکی از دوستان:
یاد داریم از دبستان در کتاب درس اول، صحبت نان بود و آب
آنچه را در خردسالی خوانده ایم، همچنان در جستجویش مانده ایم!
-----------------
اینکه ادامه تحصیل بدم؟ برم قاطی این بازار آخرالمعلوم سیاست بشم؟ سرمو بندازم به وضعم راصی باشم یا پول جمع کنم یه جورایی اگه شد به خارج یه سر بی برگشت بزنم! هیچ معنی نداره جز اینکه یک فرد داره دچار مالیخولیای حاد میشه!
کاش مثل فلش گیم ها یه چکش بود تا یه دیواره رو بشکنم
دولت لیبی: اینها مشتی معتاد هستند که به خیابان ها ریخته اند.
مردم و سردمداران ما: دنیا رو نمیشه با این حرف ها قول زد، اینا مردمی هستند که به خاطر مبارزه با دیکتاتوری بیرون ریختند، خسته شدند از این زندگی!
مردم ایران تظاهرات می کنند.
دولت ما: اینها مشتی خس و خاشاک هستند که به خیابانها ریخته اند.
مردم و سردمداران ما: حقا که پریزیدنت آدم فهمیده ایست.
----------------------
مردم مصر با ماشین پلیس له می شوند.
دولت ما: وحشی گری دیکتاتور مصر را ببینید.
مردم ما: عجب وحشی های خدا نشناسی هستند.
مردم ایران با ماشین پلیس له می شوند.
دولت ما: گروهی از منافقین ماشین پلیس را دزدیده و مردم را کشته اند.
مردم ما: عجب وحشی های خدانشناسی شدند بعضی مردم نفهم دزد.
-----------------
مردم مصر و بحرین و لیبی و چین و.... تظاهرات کرده اند و شعار مبارزه با دیکتاتور سر می دهند.
دولت ما: هر ملتی برای انتخاب مسیر کشورش آزادی و اختیار دارد.
مردم ایران شعار......
دولت ما: استعمار خارجی دست دارد. مردم از سرنوشت کشور راضی هستند.
--------------------
عجب دل ساده ای دارند این ملت ما!
عقلم میگه دیگه جایی تو این خونه نداره!
و من هر دوتاشو دوست دارم!
ببین کارتو!
دلم تو روم وایساد.....!
یه بچه دارند (مهم نیست پسر یا دختر) متولد 83 است
پدر هموفیلی دارد و فرزند نیز
علایمش را می شمارد
می گویم به خاطر هموفیلی نیست؟ پزشک چیزی نگفته؟ می گوید تشخیص نداده اند
می گویم اضطراب و نگرانی داری؟ شک می کند و نمی داند.
می پرسم داروهایت را مرتب می خوری؟
- دارو خیلی گران هست، جایی هم به من کار نمی دهند؛ کارگری می کنم و پول داروهای بچه را جور می کنم، می گویم من به درک، لااقل داروهای اونو تامین کنم.
می گویم جایی عضو نیستی؟ انجمن حمایتی یا جایی؟
می گوید انجمن هموفیلی هیچ کمکی نمی کند و میگوید بودجه نداریم، کمیته امداد پول دارو نمی دهد و با کارت بیمه اش هم هیچ پزشکی معاینه نمی کند.
می گویم وقتی آزمایش رفته بودید بهتون گفته بودند احتمال بیماری بچه تون هم هست یا نمی دانستید؟
می گوید گفته بودند باید یه آمپول بزنید و ما اون آمپول را پیدا نکردیم!
الان نمی تونم تصمیم بگیرم که مشکل بی احتیاطی ماست یا بیماری؟ میشه از کسی انتظار داشت بچه دار نشه یا نه؟ میشه گفت....
هر چی بشه گفت؛ مهم اینه که این اتفاق افتاده! الان باید چکار کنیم؟